| صدا كن مرا ... |
|
از ظلمت شب رهایم کن ... از پشت آن دیوار سنگی مرا بخوان ... صدا کن مرا ... برای پایان چند لحظه فاصله ... چند ساعت می توان انتظار کشید ... ؟ انتظار شنیدن یک فریاد ... صدا کن مرا ... در سکوت کوچه تاریک ... برای چند ثانیه امید ... و به دنبال زمزمه ای حیات بخش ... صدا کن مرا ... در همسایگی جشن لبخندهای آشنا ... برای من ... به وسعت بی کسی و تنهایی فاصله است ... در انتظار باز شدن دربی بسته ... و صدایی آشنا ... صدا کن مرا ...
|




